من هر جمعه که از کوه برمیگردم میگم امروز بهترین برنامه ای بود که تا به حال داشتیم!! ولی خاطره و عکسهای این پست واقعاْ بهترین برنامه ام بود.شاید برای اینکه دلایلی برای بینظیر بودنش داشت، مثلاْ نفراتی که تو این برنامه با هم بودیم. و البته مسیر و جائی که کمپ زدیم.همیشه شب جائی کمپ میزدیم که جانپناه یا روستا، یا به هر حال نشانی از آدمیزاد بود ولی اینبار تو دل کوه خوابیدیم، جائی که نه نشانی از آبادی و روشنائی بود، نه موبایلهامون آنتن داشت و نه هیچگونه امکاناتی، و همین بود که بی نظيرش کرد.

بعد از ظهر روز پنجشنبه یکی از آخرین روزهای بهار از سمت روستای بوئین حرکت کردیم . هوا داشت تاریک میشد ولی ما هنوز جای مناسبی برای چادر زدن پیدا نکرده بودیم برای همین به ناچار تو شیب کوه چادر زدیم!


یک شب واقعآ فوق العاده رو با نور ماه و شناسائی ستاره ها و حافظ خوانی سپری کردیم. وصبح ساعت هفت حرکت کردیم وبعد از ۱۰ ساعت کوهنوردی ممتد به روستای الوند رسیدیم . درسته که خیلی خسته شده بودیم ولی فکر نمیکنم هیچ یک از دوستان خاطره کوه لله داغی رو فراموش کرده باشند.


دوستان خوبم

و من...